اولین دکتر و اولین عکس تو
سلام گلم
روز 17 فروردین بود که با بابا امیر رفتیم بیمارستان بقیه الله پیش خانم دکتر یاسمین بهفر برام سونو گرافی نوشت انجام دادم یه ذره درد داشت 4.5 هفتمه و کیسه تشکیل شده ولی تو مشخص نبودی.
واسه همین خانم دکتر گفت 1 اردیبهشت 2باره بیا سونوگرافی و آزمایش خون
الان 3-4 روز اذیتات شروع شده حالت تهوع دارم
ضعف میکنم و اشتهام کم شده
مامانم سعی کن کمتر اذیت کتی اخه سرکار کسی نمیدونه تو هستی 2 روز پیش آقای آزادی همکارم واسه ناهارش کباب خریده بود از بوش حالم بد شد تابلو شدم 
سر کار که خسته میشم میرسم خونه دلم میخواد فقط دراز بکشم بابایی شب میرسه خونه و منو با رنگ پریده و بیحال میبینه کلی حالش گرفته میشه ولی واسه این که ما ناراحت نشیم کلی قربون صدقمون میره
بابایی خیلی مرد خوبیه خیلی دوستمون داره ایشالله که خدا برامون حفظش کنه

مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


اولین دکتر و اولین عکس تو
