دختر بیقرار
سلام دختر قشنگم فدای چشمای نازت بشم اینقدر خوشگل مامانیو نگاه میکنی که دلم برات غش میره.
دختر گلم 5شنبه بابا امیر مارو سورپرایز کرد و بیخبر از ماموریت برگشت کلی خوشحال شدیم تو که از خواب شبت که فقط یه بار بیدار شدی این خوشحالیو نشون دادی.بابا امیر 2روز پیش ما بود و دوباره رفته ماموریت و تا آخر هفته برمیگرده
دختر گلم خیلی بیقراری بیشتر ساعتای روز بیداری و کمتر میخوابی.با مامان فاطمه میبریمت حمام که خسته بشی بخوابی بدتر سرحال میشی و نمیخوابی.کلا با نوزادای دیگه خیلی فرق داری. به کارات دارم عادت میکنم ولی توی خونه موندن خیلی اذیتم میکنه همه روزام یه شکله و حوصلم کلی سر میره.
خاله هانیه هرروز میاد و بهت سر میزنه فداش بشم خیلی مهربونه
.تازه بخاطر اینکه حوصلم سر نره شروع کردم به بافتن یه پلیور واسه بابا امیر خاله هانیه خیلی کمکم میکنه واسه بافتنش
بریم سراغ عکسای قشنگ دختری

دختر متفکرم

هیس من خوابیدم

آخیش چه ورزشی کردم با مامان فاطمه

وای چه حالی میده همه هی قربون صدقه من میرن


دختر بیقرار
