حلماحلما، تا این لحظه: 12 سال و 10 ماه و 26 روز سن داره

میوه بهشتی (9ماه انتظار شیرین)

جاده چالوس

1392/4/20 9:24
نویسنده : مامان هلاله
309 بازدید
اشتراک گذاری

سلام دخملکم خوبی مامانی؟

چقدر خوشگل تو دل مامانی این ور و اون ور میری ولی همچنان نذاشتی بابایی تکوناتو بفهمه تا بابایی دستشو میذاره رو دل مامانی دیگه تکون نمیخوری

دیروز زن عمو نجمه sms داد که جاری جون شام بریم جاده چالوس؟؟؟؟

منم به بابا امیرت گفتم و قبول کردیم و قرار شد بعد از ساعت کاری راه بیفتیم سمت جاده چالوس.

همه ی وسایل لازمو نجمه جون آماده کرده بود  حسابی افتاده بود تو زحمت

رفتیم لب روزخونه نشستیم هوا تاریک شد و سگ ها هم اومده بودن بیرون خیلی خوش گذشت منو نجمه که بیشتر وقتو توی ماشین بودیم و تند تند حرف میزدیم

بعد از شام راه افتادیم سمت خونه کلی خسته بودیم و کلا خیلی خوش گذشت دستت زن عمو و عموی خوبت درد نکنه خیلی زحمت کشیده بودن 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (4)

سودابه
19 تیر 92 16:43
همیشه به گشت عزیزم..دخترا خودشونو واسه باباشون لوس میکنن..دخمل منم اولش ناز میکرد اما حالا واسه باباییش بیشتر از همه تکون میخوره!!!!


خدا کنه چون دلم واسه امیر میسوزه خیلی دوست داره تکوناشو حس کنه ولی این دخمله خیلی ناز میکنه
مامان ازاده
19 تیر 92 20:44
خوس به حالت هلاله جون-ما که اهوازیم فقط از دار دنیا گرما نصیبمون شده-ولی تو حسابی جای ما گردش کن
منم تا پسرم تکون میخوره به همسری میگم اونم بنده خدا دستشو میذاره ولی پسلی شوخیش میگیره با باباییش


هاهاها امان از دست این بچه ها
عاطفه
20 تیر 92 14:29
ان شا الله همیشه خوش باشید....
دخملمون خوبه؟؟؟؟؟؟؟؟


خداروشکر خوبه.نی نی شما چطوره؟؟
مهناز مامان ترلان کوچولو
21 تیر 92 16:27
سلام اسم وبتون باعث شد بیام وبخونمش آخه ما یه وجه مشترک داریم ... اسم نی نی منم قبل از به دنیا اومدنش عدسی بود آخه دکتر بهم گفته بود اندازه ی یه عدسه ...به وب منم سر بزن عزیزم و عدسیم رو ببین که حالا چقد بزرگ شده


سلام گلم اتفاقا منم بخاطر همین این اسمو انتخاب کردم حتما عزیزم میام پیشتون