26 مرداد چکاپ
سلام سلام به دختر گل مامان.
خوبی فدات شم؟
چه خبرا؟
خوب تو دل مامانی اینور و اونور میریا.
26 مرداد بهمراه مامان فاطمه گل راهی ببیمارستان شدیم و رفتین پیش خانم دکتر متاسفانه 4کیلو وزن اضافه کردم ککه خانم دکتر گفت قرص ویتامینتو یک روز در میون بخور و نمک و چربیو از غذات کم کن.
صدای قلب نازتم شنیدم همه چی عالی بود از نظر دکتر ولی خودم حالم گرفته شد که 4 کیلو اضافه کردم.
بابا امیر هم رفته بود خونه رو جمع کنه.
خداروشکر یه خونه خیلی خوب پیدا کردیم و تا 10 شهریور جابه جا میشیم.
دلم واسه بابا امیر خیلی میسوزه تنهایی باید این همه وسیله جمع کنه دوباره بچینه.
بابا امیر خیلی خیلی استرس داره ولی حرفاشو و دلشوره هاشو به من نمیگه که من ناراحت نشم ولی از آشفته خوابیدنش میفهمم که چه حالی داره .
دختر گلم براش دعا کن تو پاکی تو فرشته ای خدا هوای تورو بیشتر داره.
راستی 25 مرداد وقتی بابایی بعد از جمع کردن وسایل میخواست استراحت کنه شما تکون خوردی و بابایی کلی حال کرد و گفت خستگی از تنم بیرون رفت.
بابایی خیلی دوستت داره. منم خیلی دوستت دارم. بووووووووووووووووووس


26 مرداد چکاپ
