حلماحلما، تا این لحظه: 12 سال و 10 ماه و 26 روز سن داره

میوه بهشتی (9ماه انتظار شیرین)

عروسی دوستای مامان و بابا

1392/6/24 17:01
نویسنده : مامان هلاله
313 بازدید
اشتراک گذاری

سلام دختر خوشگلو تنبل من خوبی؟

تنبل شدی و با کم تکون خوردنت منو هی میترسونی.

خداروشکر جز کمر دردای شدید مشکل دیگه ای ندارم و این دوران هم داره به خوبی میگذره.

دیروز تا ساعت 4:30 سر کار بودم و بعدبابایی اومد دنبالمو رفتیم خونه مامان فاطمه یه دوش 2دقیقه ای گرفتیم و بابایی رفت آرایشگاه و منم موهامو خودم درست کردمو یه آرایش ساده هم کردم.

بابایی از آرایشگاه اومد چه چیزی شده بود کلی با تیپ و قیافش حال کردم قربونش برم شوهرم خیلی خوشگل شده بود.

رفتیم سمت خونه خودمون و من لباسامو پوشیدم و راه افتادیم سمت تالار عروسی داوود و مهین دوستای صمیمی منو بابایی.

صحرا و محمد و رادین جون هم بودن.

خیلی خوش گذشت. مهین شبیه پرنسسا شده بود خیلی باحال بود یه سبک جدیدی از عروسایی که تاحالا دیده بودم شده بود.

ایشالا که خوشبخت بشن و همیشه کنار هم خوب و خوش زندگی کنن.

دختر گلم هم توی عروسی نذاشت من از جام تکون بخورم تا بلند میشدم کمر درد میومد سراغمو مجبور بودم سر جام مثل خانوما بشینم و فقط دست بزنم.

مامانی باید بره یه عالمه کار داره 

فعلا بووووووووووووووووووووووووووووس

راستی هفته ی آخره که میام سر کار و قراره  5شنبه بعد از ساعت کاری بریم شمال عروسی همکار من.

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (6)

مامان ازاده
24 شهریور 92 23:42
مبارک باشه هلاله جون-ایشالا عروسی دخملی خودت-مواظب خودت باش عزیزم


وای ایشالا ولی فکرش تو ذهنم اصلا نمیاد که من مادر زن باشم
اب نبات
25 شهریور 92 12:12
سلام عزیزم مباررررررررررررررک باشد ان شالله خوشبخت شن..همیشه به عروسی


مرسی گلم
سودابه
25 شهریور 92 17:40
ایشالا تولد دخمل خودت کلی میرقصی....خیلی مواظب خودت باش عزیزم تا عروسکمون اذیت نشه..


چشم مواظبم ولی منم دلم رقص می خواد خوب
اب نبات
26 شهریور 92 2:27
ای پسر فاطمه، نور هدی
سبزترین باغ بهار خدا
با تو دل از غصه رها می شود
پاکتر از آینه ها می شود
ای گل گلزار خدا، یا رضا
آینه ی قبله نما یا رضا..ولادت امام ضا بر شما مبارک

وای خیلی قشنگ بود مرسی
سودابه
26 شهریور 92 23:33
خصوصی
مامان پسته
30 شهریور 92 16:25
ای جان همیشه به عروسی