حلماحلما، تا این لحظه: 12 سال و 10 ماه و 26 روز سن داره

میوه بهشتی (9ماه انتظار شیرین)

اولین مسافرت با خانومی

1392/7/6 14:29
نویسنده : مامان هلاله
279 بازدید
اشتراک گذاری

سلام دختر قشنگم

خوبی مامانم؟

خداروشکر تکون خوردنات بهتر شده و به شکمم که نگاه کنی تکونات کاملا واضحه.

5شنبه 28 شهریور بعد از ساعت کاری راه افتادیم سمت شمال. توی راه خیلی وایستادیم بابا امیر خیلی مواظب و حواسش بودکه مدت طولانی توی ماشین نباشیم.بالاخره رسیدیم نوشهر و یه ویلا اجاره کردیمو اونجا ساکن شدیم.

جمعه هم با بابا امیررفتیم لب دریا کلی خو گذروندیم و یه ناهار تپل خوردیم  راه افتادیم سمت خونه سریع آماده شدیم و راه افتادیم  سمت نوشهر عروسی همکار من (عاطفه و میلاد).

عروسیشون خیلی خوب بود همه چی عالی بود ایشالا که خوشبخت بشن.تازه ما با هم همساه هم هستیم و یه کوچه با هم اختلاف داریم.

شب ساعت 2رسیدیم خونه و صبح رفتیم دریا و ناهار خوردیم و برگشتیم سمت تهران.

البته ناگفته نماند که سر کار کلی اذیتم کردن که چرا دم رفتنت رفتی مرخصی؟ یه جورایی روز آخر مسافرتو کوفتمون کردن و مجبورم کردنیکشنبه هم برم سر کار.

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (3)

مامان مهسا
7 مهر 92 10:48
سلام عزیزم. همیشه به عروسی و مسافرت. این رییسا همیشه همینجوری ضد حالن


کاشکی فقط ضد حال بودن
ترش و شیرین زندگی خانمی و اقایی
9 مهر 92 0:52
همیشه به عروسی!
عاطفه . ع
14 آذر 92 10:41
بابا من نمی دونستم قبل و بعد عروسیمونم انقدر بهتون خوش گذشت که :دی مرسی گل نازم ایشالا شمام همیشه شاد باشین همسایه ایم ولی تو که اصن هیچوقت خونه نیستی دلم کلی تنگته