استراحت؟؟؟
سلام دختر گل مامان
خوبی عزیز دلم؟ 
ببخشید مامانی خیلی وقته نیومدمو برات ننوشتم .
خودت بهتر میدونی که حسابی درگیر بودم.در گیر خرید واسه تو گلم.
من قبل از این که از سر کار بیام بیرون نذاشتم که مامان فاطمه برات خرید کنه و دوست داشتم خودم همراهش باشم،برای همین کل کارامون مونده بود و هرروز و هروز در گیر خرید واسه عزیز دلم بودم بخاطر همین وقت نداشتم که بیام کافی نت و برات بنویسم.
خداروشکر شنبه سرویس تخت و کمدت و اوردن
بعد از چند وقت بدقولی که داشتن ولی خداروشکر چون همونی که میخواستمو تحویلم دادن زیاد عصبی نشدم راستی بابایی رفته بود ماموریت و نبود که وسایل قشنگ تورو ببینه و واسه کارا کمکمون کنه و بخاطر همین زحمتش افتاد گردن عمو وحامد و خاله هنگامه.
عمو حامد و خاله هنگامه کلی خسته شدن ایشالا بتونیم جبران کنیم
شب هم خونه ی ما موندن و همه چیو چیدیم فقط یه کم از کارا مونده که چهارشنبه با مامان فاطمه تمومش میکنیم.
دست مامان فاطمه و باباعلی گل درد نکنه خیلی خیلی زحمت کشیده بودن ایشالا بتونیم جبران کنیم 
.
حالا وقتی کارا تموم بشه عکس اتاق قشنگتو میذارم.
این روزا تکونات سختتر شده و به کلی شکم مامانی و تکون میدی.مامان هلاله خیلی هم شکمو شده
و مداوم در حال غذا خوردنه و هیچ وقت سیر نمیشه و زیاد نمیتونه راه بره.بابا امیرتم این ماه خیلی رفت ماموریتو زیاد پیش ما نبود و ما تنها بودیم
.


استراحت؟؟؟
