حلماحلما، تا این لحظه: 12 سال و 10 ماه و 25 روز سن داره

میوه بهشتی (9ماه انتظار شیرین)

1مهر و اولین روز خلاصی مامانی از کار

1392/7/7 12:36
نویسنده : مامان هلاله
264 بازدید
اشتراک گذاری

خدایاشکرت که این کار هم تموم شد و بالاخره تونستم از محل کارم بیام بیرون

برعکس همه که روز اول استراحتشون راحت میخوابن من مجبور بودم ١ساعت هم زودتر از بقیه روزها بیدار بشم

١مهر آزمایش خون وچکاپ کامل داشتم.و نباید از ١٢ساعت قبل از آزمایش چیزی میخوردم.در حالت ضعف بودم و خداروشکر آزمایشامو بموقع انجام دادم با آژانس برگشتم خونه مامان فاطمه خونه نبود و منم کلیدمو جا گذاشته بودمعصبانیخدا میدونه با اون ضعفی که من داشتم چقدر عصبی بودم زنگ زدم به هانیه و گفت دارم میرم دنبال رهام بیا با هم بریم.یه ذره آروم شدم و با هانیه راه افتادیم سمت مدرسه آقا رهام.

تعطیل که شدن رهام اومد دستمو گرفت کل مدرسه رو بهم نشون داد.

من از رهام بیشتر ذوق داشتم بعد از دیدن مدرسه راه افتادیم سمت خونه هانیه و تا عصر اونجا بودم.

دست هانیه درد نکنه که بموقع بدادم رسید و گرنه از عصبانیت و گرسنگی غش میکردمماچ

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (6)

عاطفه
7 مهر 92 18:01
سلام گلم .....دخملی خوبه؟؟؟؟....... خوشحالم که دیگه سرکار نمیری با نی نی حااااال کن...
مریم m2
13 مهر 92 11:38
نی نی عزیز خیلی وب قشنگی داری دست مامان گلت درد نکنه
جیگیلی مامان بابا(مامان کوچولو)
16 مهر 92 12:40
سلام هلاله جونم

به سلامتی پس سرکار نمیری و از گل دخملمون مواظبت میکنی


وایی چقد تو این مواقع که همه چی دست به دست هم میده تا تو عصبی تر بشی بده درک میکنم واقعا




اب نبات
22 مهر 92 1:01
سلام خانمی خوبی؟؟؟کجایی ؟؟؟
مامان فرشته کوچولو
23 مهر 92 18:23
سلام هلاله جونم دوستم چطوری اوضاع چطوره دخمل طلا در چه حاله ایشالله که همه چی خوبه مواظب خودت و دخملمون باش
مامان ازاده
27 مهر 92 15:05
پس حالا دیگه باید بیشتر استراحت کنی مامانی تا دخملمون صحیح و سالم به دنیا بیاد-راستی منو پسلی برگشتیم خونه

بسلامتی گلم حتما میام بهت سر میزنم